العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
108
شرح كشف المراد ( فارسى )
عليت و تناقض و . . . و يا به معناى عرفانى آن يعنى سعه و گسترش وجودى . و نيز مساوى است كه آن موجودات جواهر باشند يعنى موجوداتى كه قائم به ذات خويشند و اذا وجد وجد لا فى الموضوع و يا از اعراض باشند كه قائم به غير يعنى جوهرند و اذا وجد وجد فى الموضوع . و نيز مساوى است كه آن موجودات ، وجودات در اعيان جهان خارج باشند همانند همهء موجودات خارج و يا از حقائق متصورهء در ذهن ما باشد چون وجودات و صور ذهنيه ما هم از جملهء ممكنات است و گرنه در ذهن ما منتقش نمىشد و بلكه جهان ذهن و وجودات ذهنيه به مراتب وسيعتر از جهان خارج است و بلكه ذهن هم خود مرحلهاى از خارج است منتهى وجودى بسيار ضعيف و آثارى هم متناسب با خود دارد كه در مباحث وجود ذهنى فلسفه بايد جستجو كرد . و آن صور ذهنيه هم مساوى است كه صور امور وجوديه باشند يعنى امورى كه در خارج موجودند مثل شجر و مدر و انسان و . . . و يا صورت يك امر عدمى باشد يعنى امرى كه در خارج موجود نيست . و اين امر عدمى هم مساوى است كه از امور ممكنه باشد يعنى ممكن الوجود است ولى موجود نشده مانند كوهى از ياقوت يا دريائى از جيوه و . . . و يا از امور ممتنعه باشد كه در خارج ممتنع الوجودند همانند شريك البارى و اجتماع نقيضين و دور و تسلسل و جميع باطلات و محالات خارجيه ممكنات ذهنيهاند چون اگر در ذهن هم متصور نشود كه قابليت حكم كردن بر آن ندارد و اصولا ممتنعات مخلوق مخلوق خدا هستند يعنى مخلوق ذهن ما كه ذهن ما مخلوق خدا است بنا بر اين چيزى از علم خدا پنهان نيست چه از واجب الوجود و چه ممكنات و يا ممتنعات خارجيه و ممكنات ذهنيه پس علم خدا نامتناهى است .